شعر طنز(رستم و مرغ دیو)
چو باب مبارک مه باز کرد
فلک قصه ا ی دیگر آغاز کرد
قصه ی رستم و دیو دو پا
دو بال یه سر،دم در هوا
چو روز آمد و شب برفت از میان
رستم بی رخش رفت به میدان با ژیان
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۶:۱۴ ب.ظ توسط هادی تیموری
|