چو باب مبارک مه باز کرد

فلک قصه ا ی دیگر آغاز کرد

 

قصه ی رستم و دیو دو پا

دو بال یه سر،دم در هوا

 

چو روز آمد و شب برفت از میان

رستم بی رخش رفت به میدان با ژیان