خاطرههای یک دانشجوی دختر دم بخت طنز
خاطرههای یک دانشجوی دختر دم بخت
دوشنبه اول مهر:
امروز روز اولی است كه من دانشجو شده ام. شماره ی كلاس را از روی برد پیدا كردم.
توی كلاس هیچ كس نبود، فقط یك پسر نشسته بود. وقتی پرسیدم «كلاس ادبیات اینجاست؟»
خندید و گفت:بله، اما تشكیل نمی شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه یكی دو هفته ی
اول كه كلاس ها تشكیل نمی شود و خندید.
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲:۵۷ ب.ظ توسط هادی تیموری
|