حیف نون به دوستش میگه : بیا با هم این نون پنیرو بخوریم !
دوستش میگه : نه نمیخورم ! آخه من اسهال دارم !
حیف نون میگه : باشه حالا ! اونو بعدا میخوریم !

به حیف نون میگن : چرا تو شستن ظرف ها به همسرت کمک میکنی !؟
حیف نون میگه : آخه اون هم تو شستن لباس ها بهم کمک میکنه !

به حیف نون میگن : پارسال روز تولد زنت چی بهش کادو دادی !؟
حیف نون میگه : من به عنوان کادو همسرم رو بردم جنگل های آمازون !
میگن : چه کادوی فوق العاده ای ! امسال چی بهش کادو میدی !؟
حیف نون میگه : امسال واسه روز تولدش تصمیم گرفتم برم از جنگل های آمازون بیارمش !